تبليغاتX
>گمشده در عالم رويا
یکشنبه هجدهم بهمن 1388
نا امیدی

با تمام نا امیدی ها

با تمام دور بودن ها

تو لبخندت را برایم هدیه دادی

باز خاطرات و گمشدن ها

لبخند ها و . . .


با این که هیچ امیدی حتی برای دیدن رویاش نداشتم

وقتی که برف میبارید پیش خودم با خدا گفتم چی میشد امروزو با هم بودیم

و بهترین اتفاقی که میتونست خوشحالم کنه افتاد

شاید عشق تنها واقعیت باشه

+ نوشته شده در 10:58 توسط Marson .
جمعه شانزدهم بهمن 1388
اشتباه


اگر کسی یکبار به تو خیانت کرد این اشتباه از اوست

  اگر کسی دوبار به تو خیانت کرد این اشتباه از توست !

+ نوشته شده در 11:38 توسط Marson .
جمعه نهم بهمن 1388
GITME

SIMDI BASKASININ OLSANDA,BOYNU BUKUK YALNIZ KALSAMDA,ELIMI TUTUP SACIMI

OKSAMASANDA BILIYORUM YINEDE BENIMSIN


SENI ARADIM, TUM BIR HAYAT. SIMDI BULMUSKEN, GITME NE OLUR. TERK ETME BENI,

BIRAKMA BENI YALNIZLIGIMLA. SEN DE KAL BIZIMLE



NEKADAR GUZELDI SENLE BERABER OLMAK SIMDI YANLIZIM ELLERIM BASIMIN

ARASINDA SENI DUSUNUYORUM

+ نوشته شده در 12:40 توسط Marson .
جمعه نهم بهمن 1388

مناسبتهام نزدیکن

اما هیچ کاری نکردم

چون فقط میتونم بهشون فکر کنم

حتی نمیتونم برای خودم جشن بگیرم

بیخود نیست که میگم گمشدم!

+ نوشته شده در 12:31 توسط Marson .
پنجشنبه هشتم بهمن 1388
miss you



How could I breathe
What can I do to you
To know I feel the same
I keep your name
In my heart.

Why does my heart feel so
Why do I let you go
I can't feel no more
Dream no more
I miss you.



inna
 
+ نوشته شده در 15:32 توسط Marson .
پنجشنبه هشتم بهمن 1388
gel sarıl bana


 

Beni eskisi gibi al koynuna

Sım sıcak nefesinle gel sarıl bana

Çok yalnızım birtanem tut ellerimi

Ah Sarılsam öpebilsem o gözlerini

+ نوشته شده در 0:9 توسط Marson .
پنجشنبه هشتم بهمن 1388
کابوس


و در این شب تاریک کابوسی سیاه، خواب را به جهنم برداشت

تا بگشاید حقیقتی ناگوار از آن دل گمشده در عالم رویا تا به وی بگوید

زندگی به پایان خود نزدیک و تو در این دنیا تنها گشته ای

و سخن گشاید از خاطرات تلخ که مرا به سوی نا امیدی فرا میخواند

و تمام زندگی را در یک عان برایم به شیدایی بلبل میسراید

و چنان رنجهایم را به گمان داستان برایم میگوید

که من از من دل کنده و به سوی پرتگاه مرگ میرود


 

این من بودم مقصر که به تنهایی عادتم


+ پست تکراری


+ نوشته شده در 0:3 توسط Marson .
یکشنبه بیست و دوم آذر 1388
اشكات !

اشكاتو براي كسي كه معني نگاهتو نميفهمه ...

 

+ نوشته شده در 20:27 توسط Marson .
شنبه سی ام آبان 1388

وقتی مغروری

این شکلی هستی

منم از همون شکل متنفرم

یا بهتره بگم باید از عشقم متنفر باشم

پایان یک دنیا آرزو

تنهاتر و تنهاتر و تنهاتر

گمشده در عالم رویا

+ نوشته شده در 16:25 توسط Marson .
پنجشنبه سی ام مهر 1388

 

تقدیم به او که شاید در خلوت جدایی          حتی نریزد اشکی از بابت فراقم

تقدیم به او که مرا با کوله باری از غم         بخشید به خاطراتم، بخشید به ساحل غم


تکراری ولی پر از خاطره

+ نوشته شده در 19:46 توسط Marson .
یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388
عشق یه کلمه یه احساس عشقه یه گمشده

آه زندگی وقتی آدمای این دنیا بهم پشت میکنن

وقتی میخان دلمو بشکنن

مثل یه برده دنیا رو برام نقاشی کنن

من فقط میتونم اشک بریزم میتونم دلمو به درد بیارم

میتونم قلموم بردارم و بنویسم که دنباله جایی هستم

جایی برای تنها بودن برای دور بودن

برای گمشدن جایی مثل مرگ

 

+ نوشته شده در 19:33 توسط Marson .
دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388
امید

کافیه تا به خودت به زندگیت و به کسی که اسمشو رویا یا هر چیزه دیگه میزاری

فقط فرصت بدی تا کاره خودشو بکنه

باید فرصت داد تا اشباهها جبران شن

تا دوباره اعتماد به نفس داشته باشی

تا شاید دوباره عشق زنده بشه ! این همون امیده


+ نوشته شده در 9:47 توسط Marson .
شنبه بیست و چهارم مرداد 1388
olum

 

وقتی احساس میکنم بیخودی زندگی میکنم

درست زمونیه که میخام با جونم بازی کنم

+ نوشته شده در 10:27 توسط Marson .
یکشنبه هجدهم مرداد 1388
؟؟؟؟

 همه دنیای من خاطرات رویای گمشدم هستش

خاطراتی باهاش زندگی کردم

نمیدونم شاید بخشش بتونه تلخی ها رو دور بندازه

موندم !!!

شما چی اگه کسی دلتونو بشکنه بهش فرصت میدین؟

+ نوشته شده در 16:52 توسط Marson .
دوشنبه پنجم مرداد 1388
تنفر

 

 

I hate you

آره یه روزی ستاره ها رو نگاه میکردم

مثل دیوونه ها زیر بارون راه میرفتم

ساعتها با کلمات بازی میکردم

هر روز هر لحظه با تو بودم ، تو خیالم

اتاقم ، جایی که همیشه باید اونجا میبودم

تنها و تنها و تنها

وقتی خسته میشدم چشمامو میبستم و

با تو بودم .

لعنت !

از امروز ، روزه منه ،دیگه تو ذهنم نیستی

دیگه عاشق نیستم


به ۵/۱/۸۵

امیدوارم خونده باشیش

هیچ کاری باهات ندارم

برو با روزهای تکراری خودت خوش باش ، با دوست بازی هات

+ نوشته شده در 21:14 توسط Marson .
یکشنبه چهاردهم تیر 1388
باران

گفتی وقتی ستاره ها رو نگاه میکنی اشک بارون یادت نره

میخام بهت بگم :

 تو بی ستاره ترین آسمون دنیا رو با تک ستاره من یکی میدونی؟

+ نوشته شده در 16:46 توسط Marson .
پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388
20


من تنها بازمانده اشعار پلید عشقی هستم

 

که تنها طلسمش خاکستر سیاهی بود که گمشده ای را را برایم هدیه آورد



از عشق نوشتن برام سخت شده


+ نوشته شده در 18:5 توسط Marson .